سفر همواره جايگاه خاصي را در فرهنگ تمدن و اديان کشورهاي مختلف جهان و بخصوص ايران با تمدن ۷۰۰۰ ساله اش، داشته است. فولکلور کشورهايي مانند ايتاليا، يونان، چين و… پر است از افسانه ها، قهرمانان و آداب و رسومي که سفر نقشي کليدي را در آن ايفا مي کند.در فرهنگ ايراني اسلامي ما نيز به طور مستقيم به فوايد سفر اشاره شده است. بسياري از اديبان، فلاسفه و دانشمندان تمدن ما به بررسي اثرات روحي و رواني سفر پرداخته اند و آن را در پديد آمدن نگرشي نو نسبت به دنياي اطراف موثر مي دانند. انبوه سفرنامه ها و زندگينامه ها نشانگر اين موضوع است. آري، بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي. طبق آمار منتشر شده توسط سازمان جهاني گردشگري تا سال ۲۰۲۰ ميلادي تعداد گردشگران در سرتاسر دنيا به رقمي حدود ۶/۱ ميليارد نفر خواهد رسيد. اين امرنشان دهنده گسترش روزافزون صنعت گردشگري است. به طوري که هم اکنون صنعت گردشگري پس از صنعت نفت و خودروسازي سومين صنعت بزرگ دنيا به حساب مي آيد و پيش بيني مي شود تا سال ۲۰۲۰ ميلادي با پشت سر گذاشتن اين دو به بزرگترين صنعت دنيا بدل گردد. اما اگر به وب سايت سازمان جهاني گردشگري مراجعه کنيم با ارقام جالبي مواجه خواهيم شد.درآمد صنعت گردشگري در دنيا در سال ۲۰۰۵ ميلادي، رقمي معادل ۶۸۲/۷ ميليارد دلار و تعداد گردشگران نيز در همين سال رقمي حدود ۸۰۶/۸ ميليون نفر اعلام شده است. اين ارقام نشان مي دهد که توجه به صنعت گردشگري و چگونگي مديريت و بهره برداري موثر از آن بايد جزو اولويت هاي اصلي نظام اقتصادي اجتماعي کشورهاي داراي پتانسيل گردشگري قرار گيرد، تا با بهره گرفتن از اثرات بي شمار اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و … آن گام موثري در توسعه همه جانبه يک ناحيه، منطقه يا کشور برداشته شود. ايران نيز به عنوان يکي از کشورهاي داراي پتانسيل از اين امر مستثني نيست و توسعه گردشگري در کشورمان نيازمند يک نظام مديريتي قوي و خستگي ناپذير است. اما صنعت گردشگري به عنوان يک صنعت چند وجهي متشکل از اجزا و انواع گوناگون است.

يکي از انواع گردشگري که امروزه نيز بسيار رونق يافته است گردشگري فرهنگي است. بدون شک فرهنگ و تمدن شرقي پتانسيل بالايي را در توسعه گردشگري فرهنگي دارد و با توجه به اينکه اثرات منفي توسعه اين نوع گردشگري بسيار کمتر از انواع ديگر گردشگري بوده و اثرات آن بيشتر، توسعه گردشگري فرهنگي مي تواند يک استراتژي مناسب در صنعت گردشگري براي بسيار از کشورهاي آسيايي و بخصوص ايران باشد. بديهي است به بسياري از موارد تنها اشاره اي کوتاه و گذرا داريم و توضيح بيشتر آن ها نيازمند مقاله هاي تخصصي تري است که در اين فرصت کوتاه نمي گنجد.گردشگري فرهنگي از دو عبارت گردشگري و فرهنگ تشکيل شده است. به منظور اين که تعريف ملموس تري از گردشگري فرهنگي داشته باشيم بهتر است ابتدا اجزاي تشکيل دهنده آن را تعريف کنيم و سپس به تعريف مستقيم آن بپردازيم. تعاريف متعددي از واژه گردشگري وجود دارد. اما به نظر مي رسد جامع ترين آن ها تعريفي باشد که توسط خود سازمان جهاني گردشگري ارايه شده است. برطبق اين تعريف گردشگري به فعاليت سفر يک شخص به منطقه اي خارج از محل زندگي خود که تا يک سال ادامه پيدا نکند و با هدف ترويج فرهنگ يا ساير اهداف باشد، گفته مي شود. برطبق اين تعريف مي توان به راحتي حوزه گردشگران را از ساير مسافران جدا کرد. از فرهنگ نيز تعاريف متعددي ارائه شده است. تعداد آن ها بسيار زياد است. اکنون در بررسي گردشگري فرهنگي بايد توجه کرد که دو گرايش عمده در بازار گردشگري وجود دارد. يکي بازار انبوه (که گردشگري انبوه را شامل مي شود) و ديگري بازاري با علائق ويژه به هنر، ميراث و فرهنگ. گردشگري فرهنگي جزو گروه دوم است. بر طبق تعاريف موجود گردشگري فرهنگي مجموعه اي از مکان ها، سنت ها و هنرها و جشن ها و تجاربي است که يک کشور و مردم آن را به تصوير مي کشد و تنوع و شخصيت آن کشور منعکس مي نمايد. شايد بتوان گفت گريسون کيلر در همايشي که در کاخ سفيد برگزار شد به بهترين شکل گردشگري فرهنگي را تعريف کرد: ما واقعا نياز داريم که درباره گردشگري فرهنگي فکر کنيم. زيرا در واقع هيچ نوع ديگري از گردشگري وجود ندارد.